تغییرات سرمایه فرهنگی و اقتصادی طبقه متوسط جدید و تأثیر آن بر رفتار سیاسی این طبقه در ایران پس از انقلاب(1397-1384)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته جامعه شناسی سیاسی دانشگاه یاسوج

2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

چکیده

طبقه متوسط و با تأکید بیشتر طبقه متوسط جدید از سوی بسیاری از تحلیل گران و جامعه شناسان نحله های فکری گوناگون به عنوان مهمترین طبقه در تحولات اجتماعی شناخته شده است. طبقه متوسط جدید در ایران بعد از انقلاب به ویژه با سیاست های اتخاذ شده از سوی دولت های پس از جنگ، از منظر کمی و کیفی گسترش یافت. از این­ رو، نوشتار پیش رو برا این پرسش متمرکز شد که جایگاه طبقه متوسط جدید در سال های1384 تا1397 چه تحولی یافته و این تحول چه تأثیری بر رفتار سیاسی این طبقه گذاشته است؟ فرضیه مطرح این بود که در سالهای مورد بررسی، طبقۀ متوسط جدید دچار تغییر و تحول شده، بااین حال این تغییرات روند متناقض داشته به نحوی که در بازه زمانی 14 ساله اخیر موقعیت این طبقه از منظر منظر اقتصادی تضعیف و از جنبه سرمایه فرهنگی تقویت شد و همین امر تقاضای طبقه متوسط را در حوزه های مختلف ازجمله عرصه سیاسی افزایش داد. این فرضیه در چارچوب نظری مورد تأکید که نظریه بوردیو و روش ساخت یابی بود مورد آزمون قرار گرفت و نقش عاملان (طبقۀ متوسط جدید) از یک سو و نقش ساختارها (اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی) از سوی دیگر موردتوجه قرار گرفت. به این منظور از روش گردآوری داده ها و بهره گیری از منابع کتابخانه ای- فضای مجازی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که ادامه این روند به تعارض پایگاهی طبقه متوسط جدید و کاهش مصرف فرهنگی این طبقه- که عامل تمایز طبقاتی آن از طبقه پایین جامعه است- و درنهایت به رادیکال شدن کنش سیاسی- اجتماعی این طبقه منجر شده است.

کلیدواژه‌ها