حکمرانی خوب دراندیشه سیاسی آیت الله هاشمی رفسنجانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 علوم سیاسی، دانشگاه آزاد تهران جنوب،

2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

3 علوم سیاسی، دانشگاه آزاد تهران جنوب

10.30510/psi.2022.274762.1564

چکیده

   پس از جنگ جهانی دوم، بدلیل ویرانی های ناشی از جنگ، دولت حداکثری با مداخله در همه امور اقتصادی کشورها، زمام امور مردم را بدست گرفت. اما از اوایل دهه 1980 به بعد، که مصادف با سال های اول انقلاب ایران بود، مدیریت اقتصادی کشورها، دولت ها را به مداخله حداقلی کشاند. پس از آن با بیداری ملت های جهان سوم و مطالبه حقوق انسانی خویش و متعاقبا دگرگونی در نظریه های توسعه، ناگزیر دولت ها رو به سوی حکمرانی خوب آوردند. در این مقاله با استفاده از روش هرمنوتیک مولف محور به این مسئله پرداخته می شود که آیا هاشمی رفسنجانی به عنوان شخص اول اجرایی کشور درهشت سال ریاست جمهوری و پس از آن ریاست خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام با این سیاست ها هماهنگ بوده و نظریه حکمرانی خوب را پذیرفته است یا خیر؟ بررسی به عمل آمده نشان می دهد که  حکمرانی خوب از دیدگاه هاشمی رفسنجانی مبتنی و منبعث از سنت اسلامی -شیعی، وبهره گیری از تجارب و دستاورد های بشری در زمینه حکمرانی خوب است که بویژه ازطریق تامین زیرساخت های اقتصادی، ثبات و آرامش سیاسی و نهادینه شدن نظام حزبی، تنش زدایی در سیاست خارجی و استفاده از ظرفیت های بین المللی محقق می‌شود.

کلیدواژه‌ها